كاهش مدّت سربازي
بخور ، بخواب ، كارت پايان خدمت بگير !!
ز درب جمله دستشويي هاي پادگان نيوشيدم چنين حرف
كه آشخوري بود براين دومصرع وضعف :
چون مي گذرد غمي نيست تو توهّمي ، هاليت نيست!!!!!
چيه ؟؟! نيگا داره مي خورمتا!! به فرمـــــــــــــــــوده : به آش فنگ!!!
جيـــــــــــــــزّ!!!نسوزي سركار؟؟!! اعزامت قد ميده بتوني متن اين وبلاگ رو بخوني؟؟عملت نره بالا دو خط خنديديم ها؟؟ اعزامت رو بگو بخنديم!!! اعزام فقط يه اعزام.اونم اعزام سالار=اعزام ما.
سالار كلّ ارتش.كلفت همه ي آش خورا. نكش پادگان . زير كش گروهان . فقط خودم و اعزام سالارم!!! همه با كليّه ي متعلّقات به استثناي هم اعزاميهام زير!!!! جيــــز! الآن مي سوزي موتور سيكلت،يقلوي،دربدر. سركار كي مي خواي استحقاقي بگيري كي ميخواي بري ميدون ؟؟موتور دربدر!!!! موتور آخه تا كي؟ تا كي ميخواي بالاسر باشي .يقلوي آخه كي ميخواي پوتينت رو زيپي كني؟كي مي توني پشت پوتينت بنويسي تهران-021
كي ميخوان پسرات برن آموزشي ضرب پا بزنن؟! آخه چه اميدي داري موتور؟!!!!!كي مي خواي گروهان سوزي كني؟ كي ميخواي به نكشي بيفتي؟؟؟؟
خوب اينا يه خرده چرت و پرته كه انشا اللّه كسايي كه آش خور ميشن خوب ميفهمن!!
تا نرین و آشخور بشین نمی فهمین اعمال جبری و بیگاری در عمل چیه و در تئوری البتّه اگه زرنگ باشی بهت خوش میگذره؛ چون ضمن اينكه عملت پايين- (معني اين واژرو بايد از واژه نامه ي آشخوري بدست بيارين)- مياد و غرور كاذبت ميشكنه كلّي حال مي كني. پيچ زدن رو ياد ميگيري(البتّه تو رنج متعارفش نه زياد نه كم) و.....
اطّلاعيّه ي جديد سازمان نظام وظيفه:پايين آوردن عمل تضميني ،ضربتي و غير قابل برگشت توسط افسران درجه داران ارشدها(وظيفه و پايور)!!
مكان ثبت نام و مشاوره: كليّه ي يگانهاي تابعه و ساير ديگران!
الپیش سود(همان در آمد!)
خوب دوستای گلم بیاین اوّل یه درد دل دوستانه و صمیم عشقولانه براتون بکنم و بعدش چرت و پرت. موافقین؟!
راستش من یه سربازم و قصد داشتم کلّی خاطره براتون بگم ؛امّا يه محدوديّتايي وجود داره منجمله ايتكه من سوگند ياد كردم كه از هر لحاظ پاسدار موطنم باشم سواي اون رعايت مسائل حفاظتي بر هر ايراني و هر مسلمان واجبه ولي تهش يه چيزايي كه مخلّ موارد حفاظتي نمي شرو براتون مي تعريفم!!
خوب اوّل به تمام پسراي ايروني و نه دختراي چپر چلاغ مفت خور ايروني كه فقط بلدن جاي پسرارو تو دانشگاه پر كنن واي كاش يه چيزي هاليشون بود تو آز م برقمصرّانه فاز را در مصرف كننده و نول را به كليد وصل مي نمودند !!!! هر وقت مي خواستيم بريم پيش استاد سؤال بپرسيمبا عشوه از استاد دلربايي و وقت ما رو ضايع مي كنن!يه توصيّه ي دلسوزانه اي دارم كه الان خودم توش گرفتارم و اونم اينه كه حتماً درس بخونين اگه هم دانشگاهي هستين هر جور كه شده تمومش كنين
اگه مدير گروه لجوج دارين ، دوري راه دارين انتخاب واحد ناجور و شهريه و هزاران مشكل ديگرو به جون بخرين چون حتّي يه كارداني پكيده(!!!) هم شما رو نجات ميده
من خودم درد كشيدم كه اينجور صادقانه دارم بهتون ميگم مني كه تا دو تا ستاره چند واحد بيشتر نداشتم بايد با كسايي آش بخورم كه دريغ از يك اپسيلون سواد كه قربونش برم شعور
اونم در حدّ حتّي حيواني!
پس الهي قربونتون برم درس بخونين استاداي بداخلاق هم اون دنيا ...
و امّا ......
به پيچ فنگ!!: پيچ فنگ ميدونين يعني چي؟ اين فرمان زماني اجرا ميشه كه فرماندهان در حال بيگاري كشيدن از آش خوران هستن و شما از حضور بهم رسانيدن در پيشگاه ارشد
طفره ميرين!! البتّه اين مال زمانيه كه شما رو نديده باشن مثل زماني كه تازه از شهري برگشتين!!!
فلنگ فنگ:تفاوت اين فرمان با پيچ فنگ اينه كه در اين حالت شما در حال بيگاري هستين و از غفلت ارشد استفاده كرده و از معرض ديدگان بالاسر مي گريزيد!!!
منطقه ی ویژه ی ویژه ی آزاد با پوتین و به صورت کلاغ پر وارد شوید !!!
واژه نامه ی تخصّصي آش خوري!
اعزام موتور(اعزام دربدر!): اين عبارت براي آش خوراني كه از آموزشي تازه وارد يگان شده اند و هنوز موتور هستند(يقلويّون!)
اعزام سالار: اين مفهوم با توجّه به كشش زمان مكان تغيير مي كند و به نحو پلّه اي اعزام به سالاري ميرسد و هر آش خوري اعزام خود را سالار ميداند.البتّه اصولاً همه ميدانند كه صرفاً يك اعزام سالار است و اون هم اعزام ماست.طبق جديد ترين بررسي يونسكو سالارترين اعزام در طول ازمنه و تاريخ اعزام ماست دربدرها!
نامگذاری اعزام ها به فراخور و اقتضای مکانی زمانی فضایی ظاهری و کلّی فکتور دیگه!!
اعزام یک: اعزام لوله بخاری؛ اعزام سه: اعزام فرابنفش(اين اعزام ويتامين دي نيز نام دارد!!!)؛ اعزام پنج: اعزام قلب معكوس؛ اعزام هفت: اعزام تير كمون؛ اعزام نه: اعزام پا به ماه؛ اعزام يازده: اعزام اعزام خيابان دو طرفه-البتّه بعضاً با نام اعزام خطّ ترمز نيز نامگذاري مي گردد!!!-. اعزام هاي ديگر نيز منشعب بوده و از متبوع خود پيروي مي كنن!!
و حال فلسفه و حكمت و منطق و برهان و .... علّت نامگذاري اعزامها:
اعزام يك را از اين رو لوله بخاري نام نهاده اند كه به لحاظ ظاهر به لوله بخاري مشتبه مي باشد!
اعزام سه را فرابنفش نامند؛ زيرا كه در معرض پيوسته ي پرتوي فرابنفش هستند.در اصفهان براي استفاده ي بهينه و افزايش بهره وري چوب هاي آماده جهت ذغال شدن رو جلوي اعزام سه گذاشته و مداومتاً چوب ها را ملامت مي كنن و به آنها امر مي رانن كه از رخ اين اعزام الهام گرفته و صورت خويشتن را همرنگ اينها بكنين!!!!!.اين اعزام داراي ويتامين دي اضافي مي باشد به همين جهت داروسازان از پرسنل اين اعزام براي افزايش دانسيته ي توليدات خود بهره مي برن!!
اعزام پنج را بدين دليل قلب معكوس نامند كه اگر شكل قلب را ۱۸۰ درجه پاد ساعت گرد بچرخانيم آنگاه
شكلي نظير عدد پنج پيدا مي كند!
اعزام هفت: اين اعزام نيز به مثابه ي اعزام صدرالاشاره از روي ظاهر آن كلاسه بندي مي شود از آن روي كه هر گاه فوتون هاي نور به دو شاخه ي تير كمان برخورد كند و بازتابش آن به چشم ما باز گردد در مغز ما تصويري شبيه عدد هفت بدست مي آيد!!! از اين روست كه اين اعزام را تير كمون نامند!
اعزام نه هم كه در آستانه ي تركّيدنه! آنقدر كه نه ماه را پر نموده و در حال فارغ شدن است!! پس دليل اين نامگذاري پر كردن نه ماه است! مباركه ان شاء اللّه!!! حالا چي هست!!؟
اعزام يازده:اين اعزام را از آن جهت خيابان دو طرفه نامند كه شكلي مشابه با خياباني با دو لاين رفت و برگشت كه مراكب در آن شارش مي نمايند!!
همه زير:اين عبارت را كساني مي توانند به كار برند كه اعزام سوخته باشند و حتّي بعضاً براي فرمانگان پادگان ها نيز زير كشي مي كنند! البتّه در روز كارت هم مي توانيد زير كشي كنيد!
نحوه ي زير كشي بدين صورت است كه نخست دست راست را تا بالاي سر بالا آورده و نوك انگشتان را به سمت جلو نشانه گيري مي كنيد و دست را به موازات بدن يعني چپ و راست حركت ميدهيد اين زير كشي خاصّ كساني است كه يا در روزهاي آخرند و يا در روز كارتند.زير كشي نوع دوم خاصّ كساني است كه بجّه خدمتي هاشون رفتن آموزشي و تازه به جرگه ي كلفتا پيوستن! طريقه ي اين زير كشي تنها در اختلاف ارتفاع به تناسب كلفتيّت است؛يعني هر آنچه كلفت تر باشيد ارتفاع دست شما از سطح زمين بيشتر خواهد شد!!
فوايد و مضرّات زير كشي:زير كشي در زمستان بسيار كاربرد دارد يعني زماني كه موتورها در حال گذر هستن و كلفتها با زير كشي حرارتي توليد ميكنن كه منجر به گرم شدن فضا خواهد شد!(خيلي جدّي نگيرين!) از مضرّات آن ميتوان به اين اشاره نمود كه چون كلفتا مخصوصاً نكشها در آستانه ي ترخيصند لذا
با رفتارهاي نكشانه(همانند ضعف شهري زود هنگام! ايجاد نويز هنگام لالافنگ!) در جريان طبيعي يگان ايجاد اختلال مي نمايند.
لالا فنگ:زماني است كه شما مي كپين و در اين حالت همه چيز در قرق كامل است و قانوناً كسي نبايد جيك بزند امّا نكشها نمي ذارن بقيّه بكپن! آخه صبحها به نكشي مي افتن و نظافت رو هم كه ندارن و دير پاشوفنگ مي كنن و مشكل خواب ندارن و نگهباني هم كه كمتر دارن پس داراي انرژي مضاعف شده و شبها هنگام لالا در فازهاي متوهّمانه به سر مي برن و ظروف غذا را پرت مي كنن و ساير اخلاق نكشانه.
كلفتي:زماني است كه رسماً هشت ماه زير مي آيد در اين زمان شما نه ضرب پا ميزنين و نه كارهاي ديگر و در رفتن به صبحگاه و شامگاه مثل نكشها راه ميرين! البتّه كلفتي اوليه از زماني است كه فرزند خدمتي هاتون ميرن آموزشي در اين زمان طيّ يك مراسم رسمي توسّط ارشد گروهان اعلام ميشه كه شما از اين به بعد برين تو حال شخصي و پوتين زيپي و....كلفتي اصلي وقتي است بچّه هاتون ميرن آموزشي و شما از بالا سري در مياين!
اقسام کلفتی: ۱-کلفتی اکتسابی یا ذاتی ۲- کلفتی مقامی
کلفتی اکتسابی(كلفتي عيني و حقيقي!):این کلفتی بر اساس روند و رویّه ي طبيعي بوجود مي آيد و ناشي از سير طبيعي است همانند كسي كه در اواخر خدمتش است اين نوع از كلفتي داراي پايداري زياد مي باشد و معمولاً با يكي دو آفتابه و ده بيست بار سيفون كشيدن هم پايين نمي رود !!!!
به اين شخص اصطلاحاً عين الكلفت گويند!!
كلفتي مقامي: اين نوع كلفتي(در واقع شبه كلفتي!) زائيده ي جايگاه و پست و مقامي است كه فرد در آن قرار دارد همانند راننده ي فرماندهان و منشي و ... . اين افراد به شدّت در معرض خطر قرار دارند چون به مجرّد خلع شغل به شدّت از سوي ستم ديدگان مورد تهديد قرار مي گيرند!!
اين نوع كلفتي از پايداري پايين برخوردار بوده و با كوچكترين سوتي في الفور به سمت پرتگاه رهنمون از كلفتيّت مي افتند و بايد جوابگوي شيطنت هاي دوران شبه كلفتي باشند . این افراد به شدّت در معرض جامه به تن شدن هستن و بتوسّط افراد مرتبط اعم از كلفتيّون و اراشد و مسئولين مورد كت و شلوار قهوه اي پوشيده شدن هستند!! عمدتاً اين قسم كلفتي با يك نصفه ي آفتابه په راحتي پايين مي روند!!!!!!!!!!!!!!
كت و شلوار قهوه اي:اين نوع جامه بسيار ناخوشايند و ويژه ي عمل بالاها و خاصّه موتورهاست.فلسفه ي اين عبارت به زمان مظفّر الدّين شاه قاجار بر مي گردد. ايشان در سفري كه به فرنگ داشتند در يك ميهماني يك سوتي زاغارتانه از خود نشان دادند -(سوپ مايع را با چنگال مي خوردند!)-ملكه اليزابت شانزدهم فرانسه(از كي تا حالا مال فرانسويا شده؟؟!!!) گفتند جناب شاه سوپ را با قاشق مي خورند و در جمع ايشان را ضايع نمودند و به غلامان و سينه چاكان خويش بفرمودند كه ايشان حتماً كت و شلوار قهوه اي مي خواهند . مظفّر الدّين شاه هم مثل هم نژادان خرش كه پس از حمله ي مغول در شمال ايران ساكن و متصرّف شدند غافل از اينكه ملكه خانم به ايشان .... است در كمال نفهمي تقاضاي كت و شلوار فرنگي نمودند!! حال كه از بن تاريخي آن آگاه گشتيم بگذاريد انواع روشهاي به تن كردن كت وشلوار قهوه اي را از برايتان بتوضيحم : اِعمال تنبيهاتي نظير كانگورويي قورباغه رو ضرب پا و ... در جمع و همچنين ضايع نمودن فرد مزبور در هنگام حضور و غياب در حضور جمع و ...
لازم به ذكر است رنگ قهوه اي كنايه از ... است!
عمل:تعبیری است از برای آدم های پررو و استعارتاْ بیان میدارد که فرد مزبور می خواهد آنچنان کند که پررویی اش به میزان قابل توجّهي فزوني يابد! واحد سنجش عمل بر حسب فشنگ است! به عنوان مثال مي گويند عملا فشنگي رفته بالا بش برپا بش برپا!!!!
عملش رفته بالا:يعني پررو بازي در مي آورد و بايد عجالتاً و ضربتاً و در اسرع وقت عمل ايشان با راهكارهاي كاهنده ي عمل پايين بيايد!
طرق پايين آوردن عمل: ۱- نظافت دستشويي ۲- نظافت سلف غذاخوري ۳- تي فنگ ۴-تعريف كردن جوك
در هنگام تعويض پست! ۵-کت و شلوار قهوه ای به تن کردن و ... كه از حوصله ي اين وبلاگ خارج و وارد محدوده ي بالاي ۱۸ سال مي گردد!
پايين آوردن عمل از قديم الايّام يعني از زمان تیرکمونشاه تاكنون توسّط كليّه ي كلفتهاي هر يگان و با رعايت نكات ايمني تحت نظر اساتيد خبره ي آنتي عمل(!!) صورت مي گرفته!
بگا:مقصود همون خراب كردن و اخلال در روند و رويّه ي كاري و عمدتاً توسّط آدماي بگا انجام مي پذيرد!
بگا دادن: بگا دادن خراب كردن و خلاصه بگا دادن فرض بگيرين همه ي سربازا تصميم مي گيرن جشن پتو برگزار كنن يا تلويزيون ببينن كه ممكنه يه آدم بگا با سر وصدا همرو بگا بده و لو برن!
خفت:رفتاری است که عمدتاْ منتهی به بگا رفتن می شود ؛ مثلاً موقعي كه شما يك كار محوّله را پيچونده(!) باشين!! و با خيال راحت در حال عمل ول در پادگان هستيد در اين هنگام مسئول شما كه امر مربوطه را به شما محوّل كرده شما را در حالي بستني خوردن زيارت مي كند در اين هنگام اصطلاحاً خفت مي شويد . حالا باقالي بيار و خر بار كن!! ده روز اضافه خدمت براش بنويس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پيچ فنگ :پيچ زدن عملي است نكوهيده ! پيچ زدن يعني تمرّد آگاهانه از دستور و كار محوّله!!.مثلاً شما را به خط كرده اند و گفته اند اينجا بايستيد تا كاميون بيايد برويد سيمان بياوريد مي خواهيم امروز ديوار چين را تا ظهر ساخته و بعد از ظهر دوباره خراب كنيم!!!!! بايد سر ما را يه جوري گرم كنن ديگه!!!!!!!!!!در اين هنگام شما يهويي عامداً دستشويي تان مي گيرد و بدين بهانه به دستشويي مي رويد و آنقدر آنجا مي مانيد و از گازهاي خوشبوي آنجا استشمام مي كنيد تا كاميون بيايد و برود !!!!.در اين هنگام شما به مقام عالي پيچ رسيده ايد!! حال اگر در اين زمان مسئول شما فرا رسد آنگاه ديگر احساس مي كنيد كه ديگر دستشويي نداريد يعني شلوار عالي خيس مي گردد!!!!!!!!!!!!!! البتّه پيچ معمولاً در زمان هايي است كه مسئول شما مرخصي باشد وگرنه در ديگر مواقع جرات پيچ فنگ ندارين!كه معمولاً در كلّ خدمت به ندرت يك بار هم پيش نمي آيد
گشتيم نبود نگرد نيست! اين اصلاً نياز به توضيح ندارد و در مورد اعزام ماست توضيحات بيشتر موجب سوزش در طحال قلب سمت راست و ساير ارگان هاي بدن مي گردد !! جيــــــــــــــــــــــــــز !!!!!!!!
تپل:به مقدار ليميت يك تابع در بي نهايت گفته مي شود.مثلاً وقتي گفته مي شود نظافتي امشب تپل نظافت كنه بازديد داريم يعني بايد خودتان را بكشيد چون ارتشبد چهارم سرجوخه مي خواهد بيايد و برود حالا كاري نداريم كه ارتشبد ما تازه مي خواد به درجه گروهبان پنچمي ارتقا پيدا كنه!! كه هر كارم بكنيم مي خواد بگه من يه چيزي حاليمه مياد و سريش مي شه به يه چيز و ول كن معامله نيست مثلاً مياد ميگه چرا كلاغا سياهن!!!!؟ از فردا تمام كلاغا رو مي گيرين مي دين سفيد كنن يا تموم كلّه گرارو از سطح شهر جمع مي كنين و رو كلّشون چمن مي كارين و صبح به صبح واكس مي زنين بابا گير ديگه به كي بگم اين سپهبد ما هوشنگه !!!!
نكش: به شخصي اطلاق مي شود كه خيلي راحت بگم نمي كشه و مبداء زماني اش از روز اول كلفتي به بعد است! اين فرد از خود رفتار نكشانه بروز ميدهد همانند راه رفتن آرام و نه ضرب چهار زدن در پشت گروهان(موتورها در صفوف نخست بدو رو با ضرب چهار ميروند!) در مراسم صبحگاه و شامگاه و ...
اعزام سوخته: اين عبارت براي كساني است كه عين آدم خدمت نكرده اند و از خدمت فرار كرده اند و هم اعزامي هايش خدمتشون تموم شده !(امّيدوارم هيچگاه اعزام سوخته نشين؛چون خيلي زاغارته!) اصطلاحاً به اين افراد گفته ميشود كه"ننشون سيبيل دارن!!!!!!!!!!!!!!!!" علّت هم اين است كه اينها اينقدر از خدمت فرار كردن و طول دادن كه ننشون پير شده و سيبيل در آورده!!!
نبود کشی:نبود کشی منحصر به زمان های ویژه ای است؛ نبود كوچك خاصّ زماني است كه آموزشي در حال تموم شدن است و معمولاً به وسيله ي پرتاب ظرف غذا و نعره كشيدن نبود دو ساعت ديگه و امثالهم
صورت مي پذيرد.نبود بزرگ ويژه ي زماني است كه آش خوري در حال تمام كردن سربازي اش است و با رفتارهاي نكشانه رسيدن خويش را به اين وضعيّت مشخّص مي نمايد! اعمالي همچون تكان دادن شديد تختخواب سايرين يا پرتاب ظرف غذا در غذاخوري يا گفتن عبارت بينيم مينيم نداريم بابا حال داري و ...
كوپن بينيم مينيم:اين كوپن زماني اعلام مي شود كه پايه ي آش خور از حدّ كلفتي گذشته باشد و به هيچ عنوان در پيش از اين زمان حقّ ابراز اين عبارت را ندارد در غير اين صورت بر اثر حرارت اين عبارت كلفتانه مي سوزد! كوپن كامل مبتني بر چهار اصل مبرهن است كه از استقراي قوي رياضي گرفته شده است و هر دو اصل اثبات كننده ي يكديگر هستن:{۱-بينيم بينيم ۲-بيشين بيشين۳-بينيم بيشين ۴-بيشين مينيم} بابا نداريم، همينه كه هست مي خواي بخوا نمي خواي بخوا !!
سهميّه طناب:خاصّ موتورهاي جديد (آچار كشي نشده است!) كه زودتر از موعد دچار نكشي شده اند! تنها راه درمان اين گروه بهره گيري از طناب است.در اين مواقع معمولاً بدين فرقه از سوي كلفتها اعلام مي شه كه سهميّه طنابت كي مياد؟ غرض از بيان اين جمله اين است كه از طناب استفاده هاي فراواني همچون خفه نمودن و ...! استفاده مي گردد.
تهرون ننه آباد ظرفيّت تكميله : اين عبارت را زماني بكار مي برند كه موتورها در توجيه رفتار غير متعارف خود روي به بهانه هاي واهي مي آورند. البتّه معني عبارت فوق مجازاً به معناي اينه كه داداش ما خودمون ختم كلوميم زماني كه شما خونه ننت تاتي تاتي مي كردي ما داشتيم تو آموزشي ضرب پا مي زديم ما دو هزار سال پيش اين راه رو رفتيم جواب نداده واسه ما بهونه نيار فهميدي جيگر؟! اين لوس بازي ها ديگه دورش گذشته و خونه ننه گذشت و تاكسي قرطي آباد و سوسول آباد و فوفول آباد پر شده جاي خالي نداره!!!
و امّا مهمترين بخش ....!
كلّا ً تمام نيروهاي نظامي ايران به هشت پست تقسيم بنده مي گردند:
۱-پست يكم كه مهمترين پست مي باشد و وظيفه اش ايجاد آرامش جسمي است.ارشد اين پست بايد داراي حدّاقل تحصيلات فوق دكتري باشد.اين پست بيت الخلا مي باشد!!!!!! بابا بي سواد دستشويي ديگه!!
۲-پست دوّم پست امور اغذيّه است كه وظيفه اش حفظ و ذخيره ي موادّ غذايي در تابستان براي زمستان است كه با ارشديّت يك تن گروهاني مشتمل بر يك تيپ مكانيزه ي شكار گربه يك لشكر زرهي شكار كلاغ و يك لشكر نيروي مخصوص (افراد فوق كار پشته و كماندو!!)به همراهي ادوات ويژه مانند چمن زن گريدر(غلتك) مگس كش و...براي تامين مواد اوليّه ي غذاهاي ويژه(شامل چمن پلو ساچمه پلو كرمك پلو مگس پلو و...) مي باشد!!!
۳-پست سوّم وظيفه ي حفظ و حراست از جان را بر عهده دارد.در اينجا چندين دكتر وجود دارند كه هر كدام از اين پزشكان يك وظيفه اي را بر عهده دارن هر وقت كه ما مي رويم چون مي بينيم آنها سخت در كارند دلمان به حالشان مي سوزد و از مراجعه صرف تظر مي كنيم!!
مثلاً يكيشان سبزي خانمش را پاك مي كند ديگري كه اصلاً خود كشي مي كند اوه اوه با مگس كش پشه مي كشد ديگري كه اصلاً مرد بابا بياين جمعش كنين! هي به خودش فشار مياره جواب جدول را از بقيّه مي پرسيد و ....!!!!!!
ديگر پست ها مشكل حفاظتي دارن و در حوصله ي اين مقال نمي گنجد!!!
با تشکّر ويژه از :برادران و خواهران گرامي : پتي جون ، شلغم آقا ، هوشنگ چمن ، مزرعه ي توليد برادران و شركاء ، وزارت مرغداري و امور سربازان و از سردبير گرامي زنها به سربازي نمي روند چون عرضه ندارن!! نيز كمال تشكّر را داريم.
توضيحات بيشتر منافي با اصول شرافت سربازي است و مفاهيم صدرالاشاره ارزش حفاظتي و نظامي ندارد
در آخر باز هم ترمز بگيرين نرين تو درّه! آخه اين اعزام ما
لامصّب چه كارا كه نمي كنه! انگار يه باريكه ي نوترينو و
يه باكس پلاسمايي به طرف اعزاماي ديگه پرتاب نموده!
خيلي هم خوب!!! بپّا آدرنالینت نزنه بالا يقلوي یه لیوان
آب بخور نپّري جادّه خاكي! اعزام رو نبين مي سوزي!!
براي ورود به اين پروفايل نخست مي بايست سه بار تقليد صداي بز بنماييد!!آنگاه اگر شرايط ذيل رو دارين وارد شين وگرنه فوراً به پناهگاه برين!شرايط:1-داشتن حدّاكثر يك ماه سن2-داشتن كلّه ي پوك وخراب(البتّه كلّه خري كه رو شاخشه!!)3-توانايي تغيير بوي كف پا و همچنين استنشاق حجم زيادي از آن4 -غلظت بلاهتتون داراي قدري معظم باشه به نحوي كه بشه شما رو در زمره ي ستارگان ديوونه خونه قرار داد5-توانايي راه رفتن بر روي دماغ گوش كردن با چشم6-ارتباط تلپاتي با ابليس و داشتن سابقه ي دانشجويي پيش استاد ابليس و اخذ مدرك رسمي ممهور به مهر ايشون به انضمام رقعه7 -نداشتن تجربه ي گذشتن از چراغ قرمز(عمراً اگه بي تجربه باشين!!)8-قابليّت نفس كشيدن در آب9-كشيدن حبس و داشتن جاي چاقو و قمه و در شمار اراذل بودن10-خوردن روزانه ي حدّاقل دو پرس آش مگس به انضمام نوشيدني عصاره ي سوسك سياه با عصرانه ي شير مرغ 11-خواندن در حمّام با توان كمينه ي 150 دسي بل12-داشتن حدّاقل درجه ي تحصيلي دكترا از مهد كودك بچّه هاي در حال تركّيدن از شدّت آي كيو13-داشتن سابقه ي عشقولانه اي نسبت به جنّيان14- نداشتن عضويّت در يكي از اين چهار دسته(بر طبق گفته ي قديمي ها انسان ها بر چهار دسته اند:دسته ي اوّل-دسته ي دوّم-دسته ي سوّم و دسته ي چهارم!!!!)15-توانايي بلند كردن جرم موجود در يك قاشق چايخوري از وسط ستاره ي نوتروني16-توانايي رفتن زير گريدر 17-فرار از مدرسه 18-روشن كردن قطار خاموش بدين صورت كه خلبان قطار بزنه دنده دو و شما هل داده باشين تا روشن شه!!!19-شركت در ليگ جهاني كشتي با مورچه 20-خوردن يه قلپ!!از گدازه هاي در حال فوران آتش نشاني(همون آتش فشاني)و21-از همه مهمتر توانايي زيستن حتّي در كسري از ثانيّه زير يك سقف با من!!!(از سوي سازمان ملل سه تهديد جهاني معرّفي شده كه به ترتيب 1-من !!2-باز هم من 3و-باز هم من!!!)
با طول(=عرض؛خوب حتماً مربّعه ديگه!!) خداحافظي حضور تمامي دوستان!!
بنده(همان خودم كه در يك شكم همزمان با همزادم به دنيا اومديم!!) متولّد چند سال آينده درشهر برره هستم!حالا هم دانشجوي فوق دكتراي رشته ي مهندسي زن ذليلي گرايش (سبزي پاك كني و ظرفشويي و غذا پزي و كهنه ي بچّه شويي وكرنش در برابر مادر زن و... )دانشكده ي آبپاشي و آبدهي به گياهان در حال رشد كف درياي دانشگاه صنعتي پرورش سوسكهاي پايه گازسوز اينژكتوري(!) شعبه ي برره ي وسطي هستم!(البتّه دانشگاه هاي برره ي عليا وسفلي هم اين رشته رو فقط به صورت يك بار پذيرش در مقطع كارداني رزيدنت تأسيس كردن ديپلم فلوشيپش هم دو سال پيش راه اندازي مي شه!!)رتبه ي ورودي اين دانشگاه يه چيزي زير صفر است!(حتّي كمتر از صفر كلوين!)تازه بعدشم آزمون سنجش اندازه ي خنگي مي گيرن و كلّي تست آي كيو و شيره اي و مفنگي ! البتّه غير از تحصيل تدريسم مي كنم.مهندسي عشقولانه گرايش زن ذليلي(زي زي گري)براي تازه دامادها!تا حالا استاد راهنماي چند تا تز و رساله بودم همين فردا يكي از دانشجوهام مي خواد از رسالش دفاع كنه كه عنوانش كر باش،كور باش،لال باش تا منزل(همان خانمت!!)هوس نوازش كردنت با دمپايي رو نكند!!! و زندگيتان لزوماً عشقولانه اي باشه!!.استفاده براي عموم و به ويژه خصوص نا آزاد است!!تو همين دانشگاه تو اضافه كاري هام به جناب ابليس و ساير شياطين آموزش انسانيّت ميدهم!!همچنين مؤسّس و رئيس كالج و دپارتمان تكدّي گري(گدايي)همين دانشگاه هم هستم.تازه تو اين رشته دانشجوي بدون كنكور هم مي گيريم!!بياين ثبت نام كنين علاوه بر تحصيل حقوق هم ميگيرين.هر واحد عمليّات ميدانيش و آزمايشگاهيش3 و كارگاهيش 2 و تئوريش يك ساعته ها از دست مي دينا پس از فارغ التّحصيلي في الفور جذب بازار كار ميشين!البتّه مثل بقيّه ي دانشگاهها با كمبود جا روبرو نيستيم و توي معابر و خيابونا اقدام به بر پايي كلاس مي كنيم!پس زود باشين!!نشوني اون هم تقريباً به طور دقيق(!)واقع است در مركز برره مقابل تنديس سركار خانم جناب آقاي بز جنب خونه ي شير كيانوش اينا!!اين دانشگاه غير دولتي است و هاروارد و شريف هم شعبات اون هستن شهريّه ي اون توسّط وزارت پول زور وده وابسته به سازمان كيوون برادر ليلون(اين سازمان يك ارگان خيريّه اي است كه اعضاء و كاركنان آن در معابر عمومي حضور به هم رسانده و كمي تا قسمتي تارهاي صوتي حنجره ي خويشتن به حركت در آورده وعربده مي رانند وبراي كمك به عامّه ي مردم براي اينكه آنها زحمت حمل پول را نكشند پول آنها را مي گيرن (به به به به!!چه افراد خدومي!!!) تحت نظارت ياور طغرل تعيين ميشه!!! به تازگي در حال تأسيس يه دانشگاه فوق تخصّصي براي پرورش ديوونه هاي زنجيري عاشق پيشه تحت نظارت وزارت دارالمجانين هستيم.راستي عضو هيئت علمي جذب مي كنيم.از شرايطش علاوه بر مدارج علمي، تجربه ي ديوانگي حدّاقل به اندازه ي سنّشون الزاميّه!!مرتبه ي علميشون هم بايد استاد تمامي باشه!اين دانشگاه در يكي از شهرستان هاي برره واقع در ناكجا آباد پايين تر از مجهول آباد آزاد راه زندان آباد خيابان فرعي خلوت آباد بيابان اصلي شلوغ آباد روبروي كانل آب خشك آباد كنار ويلاي شهرك باهوش آباد نرسيده به شهرستان خنگ آباد مركز محلّه ي اوباش آباد بالاتر از عاشق آباد كوچه ي شنگول آباد بن بست ابله آباد روبروي رستوران ياقي آباد جنب ساختمان سازمان دفاع از حقوق اراذل ولگرد بيلش بر زمين زده شده روبان هم گره زديم ها!!سر فصلاي درسي اون هم توسّط وزارت غولوم زنجيري(!) و شوراي تقويم و فصل گذاري تعيين مي شه. همچنين براي تسرّي دادن و عمومي نمودن سنّت نيك ديوونگي و آموزش همگاني مجنوني احتياج به پيمان كار با افراد رسمي داريم.ليسانس و فنّاوري اون رو نيز با نازل ترين قيمت در معرض فروش قرار ميديم؛براي افراد منگل تسهيلات ويژه قائليم.شماره ي تلفن مشاوره و عقد قرار داد با ما:دويست و شصت و شش دو صفر پس و پيش!!!{پيام هاي بازرگاني :به يك نفر جهت كوبيدن آب در هونگ نياز داريم .به يك نفر براي ليسيدن در پاكت نامه در درب اداره ي پست با پورسانت عالي نيازمنديم.به يك نفر بيمار براي بستري در بيمارستان و دادن پول مفت به بيمارستان براي تأمين هزينه با بيمه ي عمر نيازمنديم.به تعدادي موش جهت خوردن گربه با سس پنير گنديده نيازمنديم.به يك نفر براي نشستن لب خيابان و محاسبه ي تراكم خودروهاي گذرا از خيابان نيازمنديم(شمارش تعداد خودروهاي گذرنده بر واحد زمان).به يك نفر جهت پنچر كردن لاستيك خودروهاي پارك كرده روي پل نيازمنديم.به يك نفر مزاحم تلفني نيازمنديم.به يك نفر جهت فوت كردن در هوا نيازمنديم.به يك نفر آدم خنگ ساده جهت كار در شوراي امنيّت سازمان ملل نيازمنديم به يك نفر جهت حفر چاه آب بر سطح درياي مازندران و خليج هميشه فارس و ايراني نيازمنديم.به يك نفر جوينده ي طلا در معدن نقره نيازمنديم به يك نفر بهشتي جهت سوختن در دوزخ نيازمنديم.به يك نفر كشاورز جهت كاشت برنج در كوير لوت نيازمنديم.به يك نفر دزد جهت بازگرداندن سرمايه هاي بلوكه شده ي ايران در بانك هاي سوئيس و غيره نيازمنديم.به يك نفر جهت زيستن در جنگل نيازمنديم به هيچ نفر جهت كار در يك كارگاه توليدي نيازمنديم}یه چیزی بگم جون من به کسی نگینا فقط بین خودم و خودت و بقیّه بمونه اونم اينه كه قراره شهرم برره بر اساس تازه ترين مصوّبه ي لايحه ي يك فوريّتي وبا اجماع واتّفاق آراء ستاد مركزي صنف سبيل سپيدان وريش كلفتان وقليون كشان و قمه كشان و چاقو كشان و وافوري ها و پولدارا و بي پولا و چاقا و لاغرا و بدبختا و خوشبختا و مثبتا و منفي ها و داش مشتي ها و ولگردا
ومواد فروشان(زود باش پليس اومد قورتش بده!!!) وكچلان وگران وشلان وخران ميان برره،پايتخت كشور از تهران به برره منتقل بشه البتّه طهران(همون تهرون ما قبل تاريخ كه در آن زمان دايي ناصر و ماموت و... مي زيسته اند من تو غار مي زيستم واونوقتا دماوند خيلي كوچيك بود كه من هر روز آب ونونش دادم تا قد كشيد و اينقدر شد!) در زمان بابا آدم و ننه حوّا يكي از روستاهاي برره بوده!!اين مراسم فوق العاده باشكوه درشش شنبه سي وسوم اين ماه(=برج سيزده !)رأس ساعت نوزده وشصت و چهار دقيقه نيم ربع كم(!)در تالار عمومي اختصاصي!آمفي تئاتر كارخانه ي نچفسكو سازي برره جنب ورزشگاه خيلي بزرگ 92 نفري برره{ طرح ورزشگاه آزادي از روي اين استوديو(!!) اقتباس گشته!} با حضور دبير كل سازمان باغ وحش جهاني ونائب رئيس كميسيون حمايت از مارمولك هاي با سوخت اتمي مجهّز به موشك بالستيك و قابليّت حمل كلاهك هسته اي (اين گونه ي مارمولك در آستانه ي خطر گسترش با دامنه ي توسعه ي كؤاركي(!) و رشد ان به قوّه ي ان در بي نهايت مي باشد!) وابسته به (شوراي امنيّت سازمان ملل متّحده) اجرا مي گردد.اين كميسيون در شوراي امنيّت
( داراي حقّ وتو است واز پانزده كرسي شوراي امنيّت شانزده تاي آن متعلّق به اين كميسيون است! اگه پارتي مارتي خواستين رو ما حساب كنين فقط ديگه ميدونين كه ،زير ميزي فراموش نشه!( ا ا ا بذار تو جيبت گندش در اومد!!!)حضور حلاوتمند شما موجب سوختن وچزّيدن و جزغاله شدن وتسلّي خاطر تهراني ها براي خلع پايتختيشان وانتقال آن به برره ميشه براي شركت در اين مراسم بهمراه داشتن دسته گل با روبان مشكي و اداي پولداراي گداي عزادار رو در آوردن مستحب تمام واجب است!!در درب ورودي
( كنترل ميشين).من وخودم و همزادم و بچّه ي بابام هم تو اين مراسم هستيم و حضرات فيل وماموت وشلغم هم دماغ سوخته پذيرايي ميكنن اگه نياين ناراحت ميشم و جناب عزرائيل رو مي فرستم بياد دنبالتون تا با سرويس دربستي اورژانس بيارتتون پابوسي ما برره اي ها.خاصّه تهراني ها حتماً تشريف بيارين تا با چشم خود ببينين تهرون ديگه پايتخت نيست و برره پايتخت ايران شده و بوي لطيف جزغاله شدن اعصابتون ما برره اي ها رو از خوشحالي بتّركونه!!؛پس بياينا!ضمناً نظر به برگزاري اين مراسم در روز شش شنبه براي بازماندگان و حسرتمندان تهروني شش بار به نحو وطريقت متوالي ومتناوب سكوت به قدر دايمي مي كنيم؛همچنين تموم تهرونيا اعم از فرمانيّه و زعفرانيّه و افسريّه وعبّاس آباد و شمرون ومنگل آباد(!)براي تسكين تشنّج اعصاب مي تونين پنج بار بزنين تو سرتون و بگين خاكتوسرمون تهرون بخوره تو سرمون!!.ضمناً از آوردن قابلمه وافراد داراي دو چشم اعم از بينا يانابينا جلوگيري به عمل مي آيد(سنسور قابلمه ياب كار گذاشتيم).حالا ازخودم بگم كه خيلي باهوشم!
چه متواضع(!!)يادم مي ياد ششم دبستان بس كه باهوش بودم جهشي پريدم پنجم دبستان!!در بيست سالگي هم از شدّت و حدّت آي كيو به تاتي تاتي كردن افتادم
و بعد از دوسال از اون زمان(فردا صبح!!) زبون باز كردم!(بابا من ديگه كي هستم!!)البتّه ديگه شبا توي جام بارون نمي ياد(پوشكم نمي كنن!!) پستونكم نمي خورم!!از همه مهمتر اينكه اختراع واكتشافم مي كنم يه بار تو دانشگاه سرآزمايشگاه الكترونيك2 به يك كشف شيميايي بزرگ نائل اومدم واونم اينكه ازتركيب بلور كلريدسديم(مادّه اي بلورين حاصل از تركيب دوعنصر يوني!) با هاش دواُ،آب نمك بدست مي آيد.استاد هم حسابي از خجالتم در اومد.يك عدد پلاس را در يك ماينس ضرب نمود!!آخر ترم دوباره در عدد صحيح بيست ضرب نمود و با نمره ي اصلي دوباره پلاس نمود!!!به به!!
نمايندگان گينس هم اومدن تا پس از صحّت وتأييد اين اكتشاف اسمم رو تو كتاب گينس ثبت كنن؛ م.ك پاورقي ص1387(نشر شرره ت:1)!!!!چقدرهوشنگ خان ام من(!!) البتّه من در امور روزمرّه ي زندگي نيز بسيار مجرّبم به قدري كه تا سر حدّ يك ناصح تام پيش رفته ام يكي از اندرزها و ادعيّه هايي كه مي تونم بهتان بكنم اينه كه امّيدوارم تا زماني كه زنده اين به حيات خود ادامه بدين(!!!) و پس از احتضار نيز جان به جان آفرين تسليم كنين!!و پس از موت به خاك سپرده شين!!!آدم دست و دل بازي نيز هستم منجمله اينكه همه را مهمان خودم مي كنم با هر غذايي كه اونا سفارش بدن شمام حتماً بياينا ولي يادم رفت اينو بگم كه همه ي اينا با پول شماس ديگه لابد مي پرسين پس تو چيكار مي كني؟!!خوب من اوّل غذا رو سفارش مي دم بعد مي نگرم؛آنگاه مي بويم،سپس مي چشم،بعد با كيف مي بلعم،بعد ماهيچه ها را بسط و قبض مي دهم و غذا رو به گورستان مرغ و جوجه مي فرستم و بعد مي هضمم و در آخر گلاب به روتون مي دفعم!!!از مدارج علميم كه قبلاً گفتم حالا از مراتب
علميم بگم كه از شدّت هوش وچاپ مقالات آي اس آي در داخل كشور(!!)و تصنيفات كپي رايتي و اقتباسي(!) تونستم از استادي به دانشياري و بعد به استادياري نزول ترفيع يابم!!! از تأليفاتم مي تونم كتاب نقش كف پا و تنبيه در پيشرفت تمدّن بشري وكتاب چگونه در بيست وچهار ساعت بيست و پنج ساعت بخوابيم؟!!و كتاب اوّلين دختر يا پسرتون بچّس!! رو نام ببرم وكتابهاي ديوان حافظ و گلستان و بوستان سعدي و شاهنامه ي فردوسي و مثنوي معنوي و منطق الطّير وقانون و...از نگارش هاي منه كه چند صد سال پيش از من كش رفتن!!از جديدترين اشعارم،اين مصرع رو بنيوشيد:كلاغه با ملاقه زد تو سر الاغه!!!يا اين بيت:بني آدم اعضاي يك پيكرند/كه در اخذ پول، برهم پرند!!!از خوشبختي در زندگيم هم بگم من در دنيا بي نهايت خوش شانسم وبزرگترين شانسي هم كه دارم اينه كه بد شانسم!!از بيماريهام هم بگم كه يه بار موهام ايدز گرفتن كه من فوت كردم چندي قبلش بر اثر بيماري مرگ در گذشته بودم.يه بارم وقتي به دنيا اومدم چشمام دو تا شدن!!!بيماري پدر سوختگي هم دارم راستي، كه وقتي راه ميرم ازم شر و آتيش مي باره(يه پاره آتيشم من!)كه باز هم بر اثر اين بيماري و تحمّل درد و رنج بسيار به ديار باقي شتافتم چند روز بعد از اين حادثه به بيماري دماغ سوختگي و ضايعي دچار شدم كه علّتش باخت تو فوتبال بود.تازه يه بارم آخر عمرم مي ميرم!!حضرت عزرائيل شوهر دايي منه كه مي تونم براتون رفع بروكراسي مي كنم پارتيه ديگه داداش!!از همه مهمتر اينكه چند تا گواهينامه دارم.از گواهينامه ي رانندگي فرمول يك فرغون سواري بگير تا گواهينامه ي پايه يك رورؤك سواري با پوشك!تو چند تا رشته ي ورزشي هم مدال دارم.از قهرماني در ليگ سراسري پرتاب گيوه تا شناي با تير كمان تا رالي فرمول يك بز سواري تا مسابقه ي درست كردن موشك كاغذي و پرتاب به طرف استاد و بعدشم زدن خودمون رو به كوچه ي علي چپ!! تا شكستن شيشه ي همسايه تو مسابقه گل كوچيك محلّات با مردم گردن كلفت و زبون دراز تا قهرماني در مسابقات بين سيّاره اي روستاهاي بالاي ده ميليون نفر جمعيّت گل يا پوچ تا زنگ زدن در خونه ي مردم وزدن به چاك! تا دويدن دنبال گربه كه مدال المپياد(!) دارم وپرتاب دمپايي به گنجشك وآبپاشيدن با شلنگ به كلاغ ودر له كردن مگس با دمپايي و پنچر كردن تاير ماشين ها و شتر سواري با دوچرخه هم كه ديگه هيچّي از آشپزيم هم كه نپرسين
شهره وزبانزد عامّ وخاص و نيمه خاصّم! مي تونم گرسنه پلو با غرمه ي دل ضعفه بپزم.ميتونم خورش كلاغ با چلوي قورباغه بطبخم وموش آبكشيده سرخ كنم وسوسك كباب كنم و مارمولك آبپز كنم وكلّي چيز ديگه همه ي اينا اگه گفتي با چي مي چسبه؟آفرين با دسر چلغوز و پشگل(همون فضولات پرندگان واحشام)!!!!(ا پس انگشتات كو؟)؛مكان سرو:كافه ي شبهاي برره
به همراه داشتن كارت دانشجويي منتج به دوبها شدن بهاي غذا مي شود!!
بنده در زمان ناصرالدّين شاه يه دونه روزنامه با نام روزنامه ي اينترنتي قربون روي نشستت برم رو منتشر مي كردم؛يكي از روزا عنوان خبر اين بود:جمعي از مردم غار نشين شمال تهران در تحصّني در كنسولگري انگليس خواستار افزايش همه جانبه ي تورّم شدن!!!علّتشم به دليل ارزاني و بعضاً رايگان شدن بليط هواپيما و فضاپيما بود سفير مختار انگليس هم از شدّت خوشحالي بي اختيار شد و پوشكش خيس شد!!!اعلي حضرت همايوني(همون ناصرالدّين شاه)طيّ دستوري تعرفه ي سفر تفريحي گردشي به قلب خورشيد رو افزايش داد و مردم رو بسيار شاد نمود!!
از پست هاي مديريّتي ام مي تونم به صدارت و وزارتم در دولت و شاهنشاهي رضا(خان وشاه)اشاره كنم.در زمان سپه سالاري و نخست وزيري رضاخان در كابينه ي وي وزير شام وناهار بودم كه وظيفه ام تهيّه ي صبحانه ي الاغ كباب با دل و روده ي آب پز شده ي قورباغه ي گنديده براي اعلي حضرت همايوني بود!!و در زمان زمام داري رضاشاه وزير خيرات دربار بودم كه كارمندان اين وزارتخونه به درب خانه ي مردم فقير مراجعه مي كردن و پنج قران به عنوان مستمرّي مي پرداختن و شش قرون هم ماليّات اون پول رو اخذ مي كردن!!!
درباره شغلمم پروانه ي كسب بيكاري از وزارت توليد كار دارم و در اوقات فراغتم با ششهايم يه اتم كربن رو به يك مولكول اكسيژن مي چسبونم و دي اكسيد كربن توليد مي كنم!!!وباز هم در اوقات بيكاري چشمانم رو باز وبسته مي كنم و پلك مي زنم!! البتّه داور فوتبال نيز هستم؛مثلاً،در جريان فينال جام جهاني 2020 در وسط ميدان يه پنالتي گرفتم و يه آفسايد كرنر و آعوت استپ سينه رو از داور پنجم گرفتم!!و توي محوّطه ي دروازه آفسايد هيجده قدم گرفتم!البتّه قبلش شوتبال بازي مي كردم؛يكي از پستايي كه بازي كردم فوروارد يا همون مفت خور جلو بودم كه وا ميستادم بقيّه توپ بگيرن و بدن به من و منم بزنم بيرون!يادم مياد تو يه فول دو ضرب،مستقيماً با دست يه شوت چيپ زدم كه رفت تو دروازه ي خودمون.پست تخصّصيم هم پيستون چپ بود سيلندر راست هم بوده ام با شعاع عمليّاتي پنج پيكو متر كه يه بار كويل(سلف)خراب شد و سر شمع جرقه نزد و احتراق صورت نگرفت و موتور آف شد و دفاع زنجيره اي پاره شد و سيستم تيم از چار چار دو،سه چار دو يك شد و يه گل زديم و بدبخت شديم رفت!!!در همان دوران موفّق به گرفتن گيوه ي طلايي از فدراسيون شوتبال و امور بيكاراي دنبال توپ بدو شدم!!از افتخارات نظاميم هم اينه كه درجنگ جهاني سوّم افسر كادر(با درجه ي استواري وظيفه!!!!!)مسئول محاسبات گرا و پرتاب بمب خواهم بوده ام!! واز زرّاد خانه ي هسته اي برره به تمام دنيا بمب هيدروژني پرتاب كردم و از بام و زير زمين ميهنم ايران نازم دفاع كردم و مي كنم
نتيجه ي اخلاقي اين بيو گرافي اين كه همه ي نوزاداي بالاي نود سال وپيرمرد-پيرزن هاي پستونك به دهن هر شب پيش،حين و پس ازساعت سه نيمه شب دندانهاي خود را با بستني بشويند وپس از اومدن از مدرسه ده بار بنويسن بابا پول داد مامان فحش داد!!!!
راستي سي ويك اسفند سالروز تسخير برره بتوسّط ايرونيا و بالعكس مبارك باد!
تاريخ نگارش اين بيو گرافي:امروز كه مصادف است با يك روز مونده به فردا ودو روز مونده به پس فردا! اين زمان كؤانتوميكي است واندازه ي يكاي واحد آن ثانيس(ترشي نخور يه چيزي مي شي ها!!زحمت كشيدي؛چقدر فكر كردي؟!!اگه زمان بسط پيدا كنه اونوقت چي؟!!)وباز هم مصادف با سي ويكم مهرماه سال هزارسيصد و خورده اي؛ساعت نگارش:هشت ونيم بيست كم نيمه شب!!و حال گاه شمار تاريخ امروز: پنج هزار سال پيش در چنين روزي انرژي الكتريسته توسّط اديسونزلج برره اي در آزمايشگاه بل ديوبرره اختراع شد!همچنين انياك توسّط دپارتمان الكترونيك دانشگاه برره در دوازده هزار سال پيش كشف شد لامپ خلأ اين رايانه توسّط روغن نخود افروخته مي ماند!!در چند ميليارد سال پيش يك مورچه بر اثر شدّت سرما رفت خونشون لباس گرم پوشيد!!در شانزده ونيم ميليون سال پيش يك برره اي ريش هاي ماموت را سوزاند و نخستين فيل پا به عرصه ي وجود نهاد!!در دو هزار سال پيش در برره يك معلّمي شاگردش را به علّت گرفتن بيست فلك كرد!!در بيست هزار سال آينده يك نفر بر اثر پرخوري لاغر شد ومرد(به همين راحتي!!!) در سه هزار سال پيش بدستور كوروش كبير در اين شهر سايت پرتاب ماهواره به فضا تأسيس شد ونخستين انسان از فضا به برره عزيمت نمود!!!در نه هزار سال پيش در چنين ساعتي نخستين كوره ي فيوژن(گداخت هسته اي)در آزمايشگاه سازمان انرژي اتمي شعبه ي برره به بهره برداري رسيد البتّه قبلش يه نيروگاه فيژن(شكافت هسته اي)در بوشهرزلجكت(نام بوشهر در ما قبل تاريخ!) داشتيم و مثل الآن ايران ضدّمون قطعنامه صادر كردن كه ما آخرش بمبم ساختيم به كوري چشمشون!!!و در پايان جدّي بگم كه بياين اوّل با اينترنت وبعد به صورت نظامي با كمك كردن به ارتش و سپاه و بسيج و وزارتين دفاع و اطّلاعات كمر همّت ببنديم و قسمتهاي جدا شده از ايران رو دوباره ضميمه كنيم محدوده ي اوّليّه ي اونها بدين شرح است:سه پارچه ي ديگه ي كردستان ،نخجوان،ارمنستان ،گرجستان،آذربايجان،بخشهايي از عراق وتركيّه ،بحرين كه همين الآنشم مال ايرانه امارات،قطر ،بخشهايي از كويت وافغانستان، تاجيكستان ،ازبكستان ،قزّاقستان و...اين محدوده را گسترش دهيد و پيشنهادات خود را برايم بفرستين. براي اين كار ثبت نام كنيم و وب سايتي مستقل و داراي خبر گزاري تشكيل بديم اگه اين پيشنهاد با استقبال روبرو شد آدرس وبلاگم رو مي نويسم ضمناً با توجّه به پررويي خارجيا من بعد نام خليج فارس به خليج ايران تغيير نام پيدا مي كنه(كار از محكم كاري عيب نمي كنه!) ونام درياي عمّان هم درياي ايران خواهد شد خداحافظ تا بعد!!!
فواید گرد نخود بر اساس پژوهش مشترک سازمان طویله داری دانشگاه استنفورد و سازمان دفاع از حقوق بشر ایران(شاخه ی مقاومت ملّي ايران):
یک اپسیلون گرد نخود برای رام کردن خواهر شوهر و مادر شوهر بسیار کاراست؛نخست اونا رو دعوت مي كنين(آي چه حالي ميده!!چه روز خجسته ای!) بعد گرد نخود را بر سر آنها می پاشید حالا فاز دوّم
فرا ميرسه يك پارچ چايي رو در چند گرم گرد نخود مي حلّيد؛آنگاه به زور به مادر شوهر مي خورونين؛يعني دست و پاهاش رو مي بندين بعد با بيل(ترجيحاً بيل روغنكاري شده) درون حلقش
چند پیمانه می کنین مرحله ی سوّم كه به فاز خلاص مشهور است ميرسيم. خفه كردن خواهر شوهر!!!!براي اينكار چند گرم و نيم گاز گرد نخود را با يه خورده و بيست و پنج صدم روغن گرد نخود قاطي مي
كنيم و بعد خودمون مي خوريم اينكار باعث بيهوش شدن ما ميشه خواهر شوهر چون فكر مي كنه ما مرديم از خوشحالي مي تركه و در دم به عالم اونونر!!! بعدشم كه ما پا ميشيم و جهان بدون خواهر
شوهر خدائيش بعد ناراحت نمي شيم ميگيم خواهر شوهر با همه ي بديات كاش...
بر اساس پيش گوشي سازمان هواخوري دماي اكثر شهرهاي كشور نيمه برفي همراه با غبار خورشيدي است از آندسته از مردم كه مي خواهند به كوير لوت بروند اين هشدار را ميدهيم كه به احتمال صد در صد! از هوا سيل مي آيد كه منجر به خورشيد گرفتگي معابر ميشود فعلاً خداحافظ نصف شبه مي خوام برم بكپم!!!
احتمالاً فکر کردن ما مي خواهيم تنگه ي هرمز رو ببنديم اين کار رو هم مي کنيم تا اين اعراب وحشي آدم بشن راستي يه بيت شعر درباره ي کشوراي آشغال عربي:
عرب در بيابان ملخ مي خورد سگ اصفهان آب يخ مي خورد!!!!!!!!!!!!!
اين عرباي کثافت ما رو کردن سپر بلاي خودشون:اوّل ما شروع کرديم به نوشتن چشم انداز توسعه اون آشغالا زودتر اجراش کردن و از ما کپي کردن کثافتاي حسود روبروي اسرائيل عين موش آبکشيدن جلوي
ما زبون درازن!تو همين هنروري هسته اي حروم زاده ها مي خوان تنور ايران گرم بمونه که فرانسويا و انگليسياي حروم زاده تر و آمريکاييهاي آشغال و ... ليسانس نيروگاهشون رو به اعراب بفروشن و ما رو هم بندازن وسط.مي بينين هميشه مي خوان طولش بدن.اگه اسرائيل همسايه ي ما بود بهتر از
اين اعراب وحشي بود.کثافتا فقط جلوي ما عرضه دارن
لطفاً روي لينك زير كليك كنين. اين پيوند براي مبارزه
با اين كشوراي
منافق عرب نفهم خر دور و برمونه
تا ديگه از اين غلطا نكنن و اسم خليج
عربي(!!!!!!!!!!!!!) رو نذارن
انگار به قول قديميا:تا نباشد چوب تر فرمان نگيرد
گاو و خر!!!!.بابا به خر يه بار بگيم مي فهمه اين
عربا از خر هم خرترن!
آخه من كيم وقتي قرآن كريم ميگه از اعراب منافق
تر ديگه وجود نداره !! انّ صدق اللّه العلي العظيم !!